که اینچنین ارام پا در راه کج گذاشتم.
اینچنین ساکت ،اینچنین خاموش ،مرا ببخش!
که نتوانستم مثل ابرهای بهاری گریه کنم ،پاک شوم
و مثل کودکی شوم که هر چه پاهایش بزرگ می شود،
بالهایش کوچک و کوچکتر می شوند ،،،مرا ببخش!
که روحم ناصاف است و زبر .مرا ببخش!!
که هر تار گیسویم را کسی می کشد.
مرا ببخش !! که بوی خوش پاکی نمی دهم،
مرا ببخش ! مرا ببخش!
قول میدهم طغیان کنم ،
رودخانه ساکتی بودم
قول می دهم جریان یابم
و قول می دهم هر تار گیسویم
خیر و برکت را به زمین شانه کند
قول می دهم برق چشمانم را به اسمان معطوف کنم
و با زمزمه باران پاک شوم
و بت ها را با رعد چشمانم خرد کنم
مرا ببخش !! مرا ببخش!!
"یاسمن ناصری"![]()
![]()
اروپایی پذیرفته اند.در بیان مفهوم"myth"گفته شده ،مقصود از میتها
و اساطیر هر قوم ،پدیده ها و حقایق تلخ و شیرین ان قوم است که...
لطفا به ادامه مطلب توجه کنید....
ادامه مطلب...
"پیکرکها به طور غیر قایل تردید غیر شخصی و همگانی بوده است.
انها در غالب نمودهایی از بانوـ خدای بزرگ ،اولین نمونه از نخستین
خصایص "زن"را که در اذهان انسانهای باستانی شکل گرفته بوده است،
اشکار میسازند.
ادامه مطلب...
زن ایرانی در گستره
پیش تاریخ و تاریخ "اثر خانمها "شهلا لاهیجی و مهرانگیر کار" است.کتاب
تحقیقی کاملی که
قدرت تحلیل شما را از مسائل اطرافتان زیاد میکند ، به شما این امکان
را میدهد که افق
نگاهتان را تا جایی که می خواهید بالا ببرید ،درکتان از خودتان وجامعه ایی
که در ان زندگی
میکنید بیشتر میشود ودر کل برای شناخت خودتان اول به عنوان انسان
و بعد به عنوان زن
کمک موثری است. من از سطر سطر این کتاب چیز یاد گرفتم و لذت بردم
تنها کاری که در
زندگی ام به من احساس خوبی میدهد این است که بخوانم و از کشف کردن
کتابم خوشحال
شوم.
"زن در ابتداییترین چهره زندگی ،مادر است.این مادر باید خود را بشناسد .
از نقش خود در
خانواده اگاه شود .باید بداند که پرورش نوزاد انسان با ان کندی رشد
،اسیب پذیری ،امر
کوچک و کم اهمیتی نیست .زن باید بداند که بر پهنه زمین نخستین
خانه را ساخته ،نخستین
بذر را او افشانده و نخستین ظرف را او شکل داده است .این دانسته ها
او را وا میدارد تا در
مورد ان عجز و ناتوانی ،فقدان ابتکار و نیاز به دنباله روی که به او نسبت
داده میشود بازنگری
کند .با او از زمین مادری و زبان مادری سخن خواهیم گفت و اینکه
چه نقشی در بر پایی
تمدن بشری داشته است..
"از مقدمه کتاب
ص۸"
"ضربه عظیم دیگر در اواسط قرن ۱۹و هنگامی که یک زیست شناس اماتور انگلیسی به
نام چارلز داروین کتابی به نام "منشاء انواع" را به چاپ رسانید فرود امد .
اشاره روشن او این بود که "انسان نیز گونه ایی تکامل یافته از انسان ریخت هاست و
مخلوق خاص و برگزیده ایی نیست....!!!؟؟؟
جامعه قرن ۱۹ به شدت متشنج شد .برای کلیسا تحمل ناپذیر بود که تصور شود انسان
مستقیما با دیگر مخلوقات جهان در ارتباط خویشاوندی است. پاسخ یهودی ـ مسیحی
درباره "هدف غایی" در خطر بود و کسانی که تکیه گاه قدرتشان بر این پاسخ استوار بود
اماده شدند که با خشونت هر چه تمامتر به دفاع بپردازند..
ص۲
ادامه دارد..........
تمثیله برای حفظ ماهیت واقعی جام مقدس .یعنی اینکه ،افسانه ساغر رو به عنوان
استعاره ایی برای چیزی مهمتر به کار میبره."
"زن"![]()
جام فی الواقع نماد کهنی برای زنانگیه و جام مقدس نمایانگر مادینه مقدس و الهه
است که البته الان از بین رفته یا اگر بهتر بگیم کلیسا نابودش کرده .نیروی زن و توانایی
اون برای زندگی بخشی زمانی خیلی مقدس بود.اما تبدیل به تهدیدی برای اوج گیری
کلیسای مردانه شد وبه همین دلیل مادینه مقدس رو شیطانی و کثیف دونستند.
این مرد و نه خدا بود که مفهوم گناه جبلی را بنا گذاشت که به استناد اون ،حوا
سیب را خورد و موجب هبوط بشر شد.زن را که زمانی بخشنده زندگی بود تبدیل به
دشمن کردند![]()
باید اضافه کنم مفهوم زن به عنوان زندگی دهنده اساس دین کهن بود. تولد بچه
پر از قدرت و راز بود.بدبختانه ،فلسفه مسیحی تصمیم گرفت تا با چشم پوشی
از حقیقت زیست شناسی ،قدرت افرینندگی زن را به نفع خودش استفاده کنه و
مرد رو افریننده معرفی کنه .سفر پیدایش میگه که حوا از دنده ادم خلق شد.
زن تبدیل به اضافه ایی از مرد شد. به این موضوع زن گناهکار را هم اضافه کن.
سفر پیدایش شروع پایان برای الهه بود.
ص۲۴۷ راز داوینچی
![]()
امیدوارم از قسمتهایی که از کتاب برایتان انتخاب کردم خوشتان امده
باشد و به اندازه من لذت برده باشید
فهمیدم یه مدتیه یه جوری شدم،یه ترس و اضطراب بیخود که دنبالم میکنه.....
مثلا بعضی وقتها احساس خنگ بودن میکنم ،بعد نگران میشم که وای نکنه من
خنگم!!!یا نکنه نتونم ویولن عالی یاد بگیرم !!!یا اگه رفتنم به کلاس خیاطی کار
مسخره ایی باشه چی!!!!!یا اگه وقتی مانی از پله ها میره پایین یکهو سر بخوره
و....چی؟اگه وقتی بزرگ شد رفت مدرسه ،دوست نداشته باشه درس بخونه چی؟؟؟
وای اگه دوستهای بد پیدا کنه چی؟؟؟اگه ریاضیش ضعیف باشه چی؟؟اگه ما تا اخر
عمرمون مجبور باشیم توی این شهر بمونیم چی؟؟اگه بابای مانی نتونه بالاخره یه
روزی سیگار ترک کنه چی؟؟؟فکر میکنم الان شبیه "نگی نگران "شدم.
"نگی همیشه نگران بود.وقتی می خواست به پیاده روی برود نگران بود که
باران ببارد.مادر میگفت:امروز هوا افتابی است.ان وقت نگی نگران میشد که افتاب
پوست صورتش را بسوزاند.اگر به جشنی دعوت میشد نگران بود که زودتر یا دیرتر از
بقیه برسد.
خلاصه او برای همه چیز نگران بود.نگران بود که شاید هوا الوده باشد .شاید
موهای سرش بریزد.شاید توی خوراک لوبیاش اشغال باشد"
وای چه تصادفی من امشب خوراک لوبیا اماده کردم،یعنی باید نگران باشم!!!؟؟؟
اینجا دیگه می خواستم فرشته و شیطان را اول کتاب بشناسم ولی بازم
نشد .باز هم غافلگیر شدم و جذابیت کتاب برایم بیشتر شد. شاید جنگ همیشگی
علم و مذهب را کسی جز "دن براون" نتواند به این زیبایی به رمانی جذاب و
پر محتوا تبدیل کند.
"از وقتی که انسان از طبیعت جدا شد،از زمانی که به اصطلاح دینی،از
بهشت بیرون افتاد ،با نگرانی فراق ،با درد روحی و با احساس فاصله
روبرو شده است.پیوسته در پی ان رفته است که به حال وحدت اولیه
و ارامش خاطر برگردد.متاسفانه این سیر تکاملی در معرض سوءاستفاده ی
سود جویان قرار گرفت و از ابتدای قرن نوزدهم ،ابتدا ارام ارام و بعد با
سرعت عجیبی خصوصیات روحی و اخلاقی افراد تغییر یافت.و ضعف
اخلاقی به اندازه ایی شدت یافت که به ارزش های دینی و مذهبی افراد
ضربه سختی وارد اورد و انها را متزلزل ساخت.
کلیسا با چنگ و دندان به جنگ علم رفت.اما این مبارزه ایی بی امان بود.اکنون
کلیسا قادر نبود چون گذشته با شمشیر به جنگ دشمنان برود،زیرا این خصم
تازه شکلی کاملا منطقی داشت و موهباتی را در اختیار انسان می نهاد که
کلیسا از دادنش عاجز بود.هر بار که کلیسا صدای اعتراضش را بلند کرد،از هر
سو زیر ضربات شدید انتقام قرار گرفت.کلیسا را نادان ،جاهل ،عقب مانده و دچار
بیماری سوء ظن خواندند.دشمن تازه معجزات فراوانی داشت،انسان را از
گرسنگی درد و بیماری نجات میبخشید،اما در عوض ،با استفاده از هر یک از
ابداعات تازه اش میلیونها انسان را به خاک و خون میکشید.
این کتاب دریچه ایی است به رویارویی علم و دین .انگاه که هیچکدام از دو
طرف حاضر به پذیرش دیگری نیستند.
"ایلومیناتی اثر دن براون
ترجمه منیژه بهزاد"


