تبليغاتX
ایکاروس

فکر میکنم مهمترین رمز موفقیت ابنه که خودت باشی

بدون هیچ نقابی...شاید به ظاهر خیلی ساده به نظر

برسه ولی سختترین کار دنیاست.اینکه سعی کنی

خودت بمونی،بیدی نباشی که با هر بادی بلرزی.حرفی

که میزنی ،اظهار عقیده ایی که میکنی فقط مال خودت

باشه و این شجاعت را داشته باشی که صداقت در تمام

وجودت باشه.برای رسیدن به همچین جایی باید خیلی در

خودت عمیق بشی.خودت را خوب بشناسی و بفهمی که

دنبال چی هستی.فکر میکنم بهایی که فروغ در زندگی اش

برای  شناخت خود بدون نقاب و بدون تظاهر پرداخت نمونه

خوبی باشه و نشون میده که باید از چه چیزهایی بگذری تا

توی وجود خودت عمیق بشی و بتونی با صداقت کامل  به

هر انچه  که رسیدی را بیان کنی.مطمئنا ان وقت است که

نوشته هات ،حرفهات و کارهات مخاطب خودش را حتما

پیدا میکنه...فکر میکنم زنده بودن یعنی همین.

شاید روحی نباشه اما همینکه انها که نفس میکشند

تو را به یاد می اورند در قلبشان زنده ایی.

شاید روحی نباشد اما همینکه من اینجا در خلوت تنهایی

خودم که هیچکس را بدان راه نیست دیوانت راباز میکنم

شعرهایت را زمزمه میکنم و ارام میشوم و

" ایمان می اورم به اغاز فصل سرد

ودرک هستی الوده زمین

و یاس ساده و غمناک اسمان"

                     تو حتما هستی.                       

   

نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387  توسط راحله  | 


گاهی مسیر جاده به بن بست می رود

گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند

در راه هوشیاری خود مست می رود

گاهی غریبه ایی که به سختی به دل نشست

وقتی که قلب خون شده بشکست می رود

اول اگر چه با سخن از عشق امده

اخر خلاف انچه که گفته است می رود

گاهی کسی نشسته که غوغا به پاکند

وقتی غبار معرکه بنشست می رود

اینجا یکی برای خودش حکم میدهد

ان دیگری همیشه به پیوست می رود

وای از غرور تازه به دوران رسیده ایی

وقتی میان طایفه ایی پست میرود

هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ

بر ما هر انچه لایقمان هست میرود

این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست

تیریست بی نشانه که از شصت می رود

بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند

اما مسیر جاده به بن بست می رود

                                                      " افشین ید الهی"

 

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387  توسط راحله  | 


بسیاری از افسانه های یهودی در باب افرینش

با تغییراتی در ویژگیهای قهرمانان و جابه جایی

شخصیت ها ،از افسانه های سومری اقتباس

شده است .هر چند سومریان خود نمی توانسته اند

مستقیما بر تورات عبری اثر گذارند،زیرا در عهد انان

هنوز قوم یهود در فلسطین ظاهر نشده بودند.اما

کنعانیان که در زمان "سارگون اکدی" در فلسطین

ساکن شدند بعدهااین افسانه ها را به عبرانیان

منتقل کردند.افرینش انسان از گل،جنگ هابیل و

قابیل  و افسانه های دیگری که بعدا به انها می پردازیم

به طور غیر مستقیم از سومریان اقتباس شده است.

سرود افسانه "بهشت"سومری بهتر از دیگر سرودها

راز این نسخه برداری را فاش می سازد.افسانه از این

قرار است :

"دلمون" یا "دیلمان"یا"بهشت"سومری سرزمینی پاک

و درخشان است که از هر جهت برای پذیرش زندگان

امادگی دارد .بیماری و مرگ را به ان راهی نیست اما

اب که مایه زندگی جانداران است در ان کمیاب است

انکی"ایزد خرد و خدای اب ها به "اوتو"ایزد خورشید

فرمان میدهد برای این سرزمین اب شیرین از دل

خاک بیرون اورد."اوتو" چنین میکند و ابها بر زمین جاری

می شوند.اینگونه دلمون"به باغی اسمانی بدل می گردد

کشتزارها و چمنزارها و باغ های میوه در ان می رویند.خدا بانو

"کی"یا "نین هورساک"که خدابانوی زایندگی است در این باغ

هشت گیاه می رویاند و به خدایان اندرز می دهد که از این

گیاهان نخورند.زیرا اینها برای "انسان میرا" رویانده شده است

انکی ایزد خرد پند "کی" را نادیده می انگارد و گیاهان را یکی

پس از دیگری می چشد.کی "خشمگین می شود و انکی را

به مرگ نفرین میکند و برای انکه از گفته خویش باز نگردد از

جمع خدایان ناپدید می گردد.انکی به سختی بیمار میشود

و هشت عضو بدنش رنجور می شوند "انکی"مشرف به مرگ

 است .از خدایان کاری ساخته نیست.چون این اراده "کی" است

که خود ناپدید شده است .خدایان دست به زاری بر میدارند

"کی"به کمک روباه به جمع خدایان باز می گردد و بر "انکی"

رحمت اورده او را میبخشد برای هر یک از اعضا رنجور "انکی"

ایزدانی موکل به پرستاری بر میگمارد.به این ترتیب "انکی"

سلامت خویش را باز می یابد.بهشت سومریان نقطه ایی در

جنوب غربی ایران بوده است.سامیانی که بعدها بر سومر

غالب شدند این سرزمین را جایگاه جاویدان و قرارگاه "بیمر گی"

نامیدند."بهشتی" که در تورات از ان سخن رفته است.جایی که

چهار رودخانه از جمله دجله و فرات از ان سر چشمه می گیرد

در حقیقت همان "دیلمان"سومری است.توصیف "بهشت"سومری

انجا که به فرمان ایزد خورشید اب ها از زمین سر بر می اورند

شیبه این جمله تورات است:"با تابش خورشید از خاک مهی بر خاست

و زمین را ابیاری کرد"

زایمان بی درد خدا بانوان در ارتباط با "حوا"ی نفرین شده متون کهن

است."و به زن گفت:الم و حمل تو را بسیار گردانم.با الم

فرزندان خواهی زایید" تورات -سفر پیدایش-باب سوم

گیاهخواری انکی"یاد اور میوه چینی حوا از درخت دانایی

است.تورات-سفر پیدایش-باب سوم

اختلاف اساسی در ۲ متن تنها مثبت و منفی بودن نقشهاست

در متون عهد عتیق بنا بر ریشه سامی ان به زن نش منفی داده

شده و نقش مثبت از ان مرد است.

"کی"مادر افریننده زمین به "یهوه"پدر تبدیل شده است و کسی

که میوه میرایی یا دانایی را می خورد حوای اغوا شده است

از همه جالبتر یک بازی لغوی میان متن "عهد عتیق"و افسانه

"بهشت"سومری است  وپاسخ به این سوال که چرا نویسنده

متن عبری حوا را از دنده ادم ساخته است .در افسانه بهشت

سومری یکی از اعضای  "انکی"که رنجور شده دنده اوست

و خدا بانویی که برای پرستاری از دنده بیمار "انکی" برگزیده

شده "نین تین"یا "بانوی حیات بخش"است."حوا"نیز در زبان

عبری به معنای بانوی حیات بخش است.شاید سراینده

متن عهد عتیق مفهوم اصلی "نین تین" را در نیافته و یا به

عمد از ان گذشته است و تنها به معنی ثانوی یعنی دنده توجه

کرده و هنگام اقتباس حوا را از دنده ادم ساخته است..

                                    ص۱۲۵

                              شناخت هویت زن ایرانی در

                        گستره تاریخ و پیش تاریخ

                                    اثر

                      شهلا لاهیجی و

                                           مهر انگیز کار

نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387  توسط راحله  | 


"گورهان" و"انت لامینگ"معتقدند:"این تصاویر تنها یک

برگردان هنرمندانه از این حیوانات نیست.در پس این

نقشها چیزی عمیقتر وجود دارد-عمیقتر از بیان زندگی

اجتماعی.بیان سمبولیک جداگانه میان زن و مرد.

گاو میش بیان نمادین زن و اسب از ان مرد است.

بنا بر نظریه گورهان زن میتواند در قالب گاو نر ماموت

   و علایم  هندسی که به شکل ساختمان زنانگی او

است.بیان شود.همچنان که گوزن بز کوهی و علایم هندسی

شبیه الت مردانگی می توانند نمادهایی از جنس مذکر باشند

اگر گاومیشها را نمادهای مشخص زنانگی بدانیم شاید

 بتوان گفت که رودخانه ها و ابگیرها و دریاچه ها غالبا

با باورهای غیر مادی مردم عادی پیوندی عمیق داشته اند

این پیوند میان گاومیش -مظهر ارزشهای اجتماعی و

اب در اعماق بازگوینده ورود به جهانی دیگر است

و اب پیوسته با نیروهای برتر در ارتباط بوده است

همه دلایل موجود پابت میکند که اب نیز در باورهای

ذهنی مردم عصر پارینه سنگی نقش اساسی

داشته است...(ص۴۸)

نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387  توسط راحله  | 


میرحسین موسوی
Blog Skin