امده است که او در سال ۱۲۸۰(۱۸۶۳)یعنی ۴۴ سال قبل
از اعطای مشروطیت از تقریر روح "یعنی ملکم شنیده
و مرقوم داشته است .حاصل سخن ملکم در ان تقریر
این است که همیشه در شرق و غرب رسم بوده است
که انبیا و حکما در صحف و کتب خود ظالم را پند و اندرز
می دادند که دست از ظلم بردارد. و چون به تجربه معلوم
شد که وعظ و نصیحت برای ترک ان (ظلم)در طبیعت
ظالم هرگز موثر نمی افتد...پس به قول او:
"قریب به اوایل قرن حال،حکما و فیلسوفان و شعراء و
فصحاء و بلغاء و خطبای سبحان منش در فرنگستان
مثل ولتر و روسو و مونتسکیو و میرابو و غیرهم فهمیدند
که به جهت رفع ظلم از جهان اصلا به ظالم نباید پرداخت
بلکه به مظلوم باید گفت که ای خر تو که در قوت و عدد
و مکنت از ظالم بمراتب بیشتری،تو چرا متحمل ظلم میشوی
وقتی که مظلومان از اینگونه افکار عقلا واقف گشتند
ظالم را از میان برداشته برای اسایش و حسن احوال و اوضاع
خودشان قوانین وضع کردند که هر کس از افراد ناس مباشر
اجرای همان قوانین بشود،اصلا به زیر دستان یارای ظلم کردن
نخواهد داشت .....الان اداره و سلطنت قونسی توتسی
(کنستی توسیون)که در اکثر ممالک یوروپا موجود و
معمول است نتیجه همین افکار حکماست.....
مشروطه ایرانی
ماشاءالله اجودانی ص۳۲
در ادامه حتما قسمتهای بیشتری از این کتاب بسیار
بسیار جالب را برایتان خواهم گذاشت........![]()


