تبليغاتX
ایکاروس

کاپشن چرم کوتاه و بی قراری ایی که فقط با گرفتن

مسافر ارام میشود.سوار میشوی و ارامش برقرار...

عجب پیکان سفیدی،از همانها که مانی(پسرم) عاشقش

 است ،نگاه میکنی ایینه بغل سمت راست ندارد ،ایینه

جلو هو هم که چیزی نشان نمیدهد....مثل اینکه این اقای راننده

کلا با ایینه مشکل دارد...اصلا انگار همه ماشین غصه دار است

مینشینی صندلی جلو که کمربند ایمنی هم از اش اویزان مانده و

حرکت.....

با حرکت ماشین موسیقی هم اغاز میشود،اخر نه اینکه ما مردم

هنر دوستی هستیم در همه جا و همه حالتی موسیقی مان

فراموش نمیشود....خلاصه .......موسیقی از یک ضبط با کیفیت

نه چندان وحشتناک اغاز میشود......

بنیامین می خواند.....(دنیا دیگه مثل تو نداره.........

میروی توی فکر بنیامین و این کاست و منتظر اهنگ بعدی

با صدای بنیامین هستی که خانوم حمیرا تو را به خود می اورد

(خاطرات شمال محاله یادم بره     اون همه شور و حال محاله .....

---جواد یساری:(گفته بودم اگه برگردی دوباره..........

---نوش افرین:شب تو شب منه شب شب عاشق شدنه.....

فکر میکنی یعنی نفر بعدی کی ممکنه باشه

چرا از هیچکدوم این صداها نمیتونی لذت ببری

نفر بعدی از بقیه خیلی بی ربط تر بود اونقدر که خودت هم باورت نمیشه

که علیرضا افتخاری هم شروع میکنه و ................

مونده بود فقط یکی دوتا نوحه جدید هم که می گذاشت دیگه

کلکسیونش کامل میشد

یعنی با چه انگیزه ایی همه اینها را با هم ضبط کرده بود

توی همین فکرها بودم که به مقصد رسیدم و باید

پیاده میشدم

به این نتیجه رسیدم که این میتونه نشون دهنده این باشه که

بعضی ادمها تکلیفشون با خودشون هم  روشن نیست

میشوند یک( همه چیز دونی)  همه چی درشان پیدا میشود

خلاصه من پیاده شدم بیچاره بقیه مسافرها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388  توسط راحله  | 


میرحسین موسوی
Blog Skin