دیگر نه به بهشت امید دارم و نه از جهنم هراسی.....
امید داشتن به سراب و هراس از یک کابوس واهی....
انگار در بهشت هم جایی برایم نیست.....
فکر که میکنی میبینی همه چیزش مردانه است
فقط پر شده از حوری و درخت و جوی روان و بخور و بخواب
واااای چقدر خسته کننده !!!!!
یک لحظه تصور کن!!!
تا ابد ابد ابد فقط همین باشد
اگر اینطور است همان بهتر که زندگی من یکی با مرگ تمام شود
و فقط خاطره ام برای عزیزانم بماند.....
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388  توسط راحله
|

